نوشته های روزانه

متن مرتبط با «اب بازی دختر و پسر» در سایت نوشته های روزانه نوشته شده است

اب بازی !!!

  • نیلوبلاگ

    دیروز ظهر حسام اومد دنبالم و رفتیم خونشون .. عمو طبق معمول از دیدنم خیلی خوشحال شد .. عمو میگه بیشتر باید بیای اینجا ... دلمون برا یدونه عروسمون تنگ میشه ! طبق معمول خونه عمو پر رفت و امد بود .. عمه هام هم اونجا اومدن ، مریم و مهلا هم اومدن هانیه و هما هم تا اخر شب اونجا بودن .. خلاصه جمع بودن همه .. یکم حوصلم از شلوغی سر رفته بود ! ساعت پنج و نیم رفتیم تو حیاط زیر درختهای پرتغال !! تا وقت اذان غروب اونجا بودیم ... خیلی با حسام حرف زدیم ... میخواستم راجبه قولی که برای زندگی مستقل بهم داده باهاش حرف بزنم اما موقعیت مناسب نبود . غ...

    ادامه مطلب
  • دنیای واقعی ... داستان من

  • نیلوبلاگ

    داستان من .... اون شب با خاله دیگه حرف نزدم ... فردای اون روز مامان اومد سراغم و میدونستم که خاله همه چیو بهش گفته .. سرمو کردم تو کتاب و مثلا داشتم درس میخوندم مامان اومد و کنارم و شروع کرد + آیمهر ؟ -بله .. + کتاب و بذار کنار کارت دارم - .... + منو نگاه کن .. - .... + آیمهر ! خاله همه چیو بهم گفت ! به من گوش کن میخوام باهات حرف بزنم - ... + کی بهت گفت ؟ - .... + با توام !!!! چرا جواب نمیدی ؟ کی بهت گفت ؟ - مهم نیست ... مهم اینه که این اتفاق افتاده !!! مهم اینه که منو معامله کردین ! منم اصلا ادم نیستم انگاری !! برام تصم...

    ادامه مطلب